|
سر ارادت ما و .......
در شهر ما سهراب را پهلو دریدند
خون سیاوش را بدادند
خون خود را خریدند ....
بیژن به جرم عاشقی در چاه کردند
سودابه را کشتند و عشق را به بیراهه کشیدند
اینجا جهاز نوعروسان تشت خون است !
میراثشان تیشه ای در بیستون است
از هر که شهر عشق را جویی نشانه
گوید شتر در خواب بیند پنبه دانه !

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو !

یا حق
[+] نوشته شده در 86/12/13 توسط میرحسین |
|